احتمالا برای شما هم پیش آمده که یک روز احساس کنید همه چیز بی معنا شده، انگیزه ای برای بلند شدن از رختخواب ندارید و حتی کارهایی که قبلا عاشقشان بودید، حالا برایتان خسته کننده به نظر می رسند. شاید هم اطرافتان کسانی را دیده اید که ماه هاست در این حال و هوا فرو رفته اند و نمی دانند چطور باید از آن خارج شوند. افسردگی، مهمان ناخوانده ایست که سراغ خیلی از ما می آید. این اختلال واقعی و قابل درمان است و میلیونها نفر در سراسر جهان با آن دست و پنجه نرم می کنند. در اینجا به دو سوال اساسی پاسخ می دهیم که چند درصد از مردم جهان به افسردگی مبتلا هستند و منشا این اختلال از کجاست

چند درصد از مردم جهان به افسردگی مبتلا هستند؟
افسردگی یکی از شایع ترین اختلالات روانی در جهان است. سازمان جهانی بهداشت (WHO) تخمین می زند که حدود۲۸۰ تا ۳۳۲ میلیون نفر در سراسر جهان به افسردگی مبتلا هستند. این یعنی حدود ۴ تا ۵.۷ درصد از جمعیت بزرگسال جهان با این اختلال دست و پنجه نرم می کنند. به عبارتی از هر ۲۰ بزرگسال حداقل یک نفر درگیر افسردگی است. همچنین براساس آمارها افسردگی در زنان تقریبا دو برابر مردان شایع تر است.
این اختلال تنها مختص بزرگسالان نیست. حدود ۲۳ میلیون نوجوان و جوان نیز با افسردگی دست و پنجه نرم میکنند. اما این اعداد، فقط نوک کوه یخ هستند. بسیاری از افراد به دلیل انگ اجتماعی، کمبود آگاهی یا عدم دسترسی به خدمات درمانی، هرگز تشخیص داده نمی شوند. پس شیوع واقعی افسردگی، بسیار بیشتر از این آمارهاست.
منشا افسردگی انسان کجاست؟
اگر فکر می کنید افسردگی یک علت ساده دارد، در اشتباهید. افسردگی معمولا یک اختلال چند عاملی است؛ یعنی حاصل تعامل پیچیده ای از عوامل زیستی، روانی و اجتماعی میباشد. بیایید این عوامل را یکی یکی بررسی کنیم.
عوامل زیستی؛ وقتی بدن، ذهن را بیمار می کند
گاهی ریشه افسردگی، به بدن ما برمی گردد. مغز ما پر از مواد شیمیایی به نام انتقال دهنده های عصبی است که خلق وخو، اشتها و خواب ما را تنظیم می کنند. عدم تعادل در این مواد، به خصوص سروتونین، دوپامین و نوراپی نفرین یکی از مهم ترین دلایل افسردگی است.
همچنین ژنتیک هم بی تاثیر نیست. اگر یکی از اعضای خانواده به افسردگی مبتلا باشد، خطر ابتلا در سایر اعضای خانواده افزایش می یابد. سهم ژنتیک در این اختلال حدود ۴۰ درصد تخمین زده میشود. کمبود برخی ویتامین ها مثل ویتامین D و B12 و عدم تعادل هورمون ها (مخصوصا کورتیزول یا هورمون استرس) هم می توانند زمینه ساز افسردگی شوند.
عوامل روانی
ذهن ما، گاهی بزرگ ترین دشمن خودمان است. الگوهای فکری منفی یکی از مهم ترین عوامل روانی افسردگی هستند. افرادی که مدام خودشان را سرزنش می کنند، کمالگرای افراطی هستند یا همیشه منتظر بدترین اتفاق هستند بیشتر در معرض افسردگی قرار دارند.
رویداد های استرس زای زندگی هم می توانند ماشه ی افسردگی را بکشند. مرگ عزیزان، طلاق، از دست دادن شغل یا هر تغییر بزرگ دیگری که تعادل زندگی را به هم می زند، می تواند یک دوره افسردگی را آغاز کند. این رویدادها به ویژه در افرادی که استعداد ژنتیکی یا الگوهای فکری منفی دارند، تاثیر عمیق تری می گذارند.
عوامل اجتماعی؛ دنیای اطراف ما چه نقشی دارد؟
انسان موجودی اجتماعی است. وقتی این شبکه اجتماعی به هم می ریزد، روان ما هم آسیب می بیند. انزوای اجتماعی و کمبود حمایت عاطفی یکی از مهم ترین عوامل خطر برای افسردگی است. تحقیقات نشان دادهاند که افراد مجرد به طور قابل توجهی بیشتر از افراد متاهل در معرض افسردگی هستند.
فشارهای اقتصادی و فقرهم نقش مهمی دارند. وقتی نتوانید نیازهای اولیه خود و خانواده تان را تامین کنید، استرس مزمنی ایجاد می شود که به مرور زمان روان شما را فرسوده می کند. همچنین تروماهای دوران کودکی مانند آزار، غفلت یا از دست دادن، یکی از قوی ترین پیشبینی کننده های افسردگی در بزرگسالی هستند.
وقتی افسردگی درمان نمیشود، چه اتفاقی میافتد؟
افسردگی، اگر درمان نشود مثل یک آفتاب سوختگی است که به مرور زمان عمیق تر و عمیق تر میشود. ممکن است روزی برسد که دیگر نتوانید از رختخواب بیرون بیایید، روابطتان به کلی از هم بپاشد و حتی ساده ترین کارها برایتان غیرممکن شود. همچنین افسردگی درمان نشده خطر ابتلا به سایر بیماریهای جسمی مثل بیماری های قلبی و دیابت را افزایش می دهد. به همین دلیل است که تشخیص و درمان به موقع اهمیت دارد. مراجعه به بهترین تراپیست افسردگی تهران در مراحل اولیه می تواند از عمیق تر شدن افسردگی جلوگیری کند. یک روانشناس یا روانپزشک با ارزیابی دقیق، می تواند تشخیص دهد که آیا شما به افسردگی مبتلا هستید و چه نوع درمانی (روان درمانی، دارودرمانی یا ترکیبی از هر دو) برای شما مناسب است. منتظر نمانید تا شرایط بحرانی شود. سلامت روان شما ارزشمند است و کمک خواستن، نشانه قدرت است، نه ضعف.
چه زمانی باید با دیدن نشانه های افسردگی به تراپیست مراجعه کنیم؟
شاید با خودتان فکر کنید این غم و بی حالی طبیعی است. بالاخره این روزها همه فشار روانی دارند یا شاید به خودتان بگویید فردا حالم درست می شود اما گاهی این فردا هرگز نمی رسد و روزهای بد یکی پس از دیگری تکرار می شوند. تشخیص اینکه چه زمانی باید به یک تراپیست مراجعه کنید، یکی از مهم ترین تصمیم هایی است که می توانید برای سلامت روان خود بگیرید. اگر هر یک از این نشانهها را بیش از دو هفته در خود مشاهده می کنید، وقت آن است که به یک متخصص مراجعه کنید:
- تغییرات خلقی مداوم
- از دست دادن احساس لذت
- اختلال در خواب و اشتها
- خستگی مفرط
- افکار منفی تکراری
- کاهش تمرکز و تصمیم گیری
- تحریک پذیری و عصبانیت
جمع بندی
افسردگی یک اختلال پیچیده و چند وجهی است که میلیونها نفر در سراسر جهان با آن دست و پنجه نرم می کنند. حدود ۵ درصد از جمعیت بزرگسال جهان درگیر این بیماری هستند و این عدد، فقط موارد تشخیص داده شده را نشان می دهد. منشأ افسردگی، ترکیبی از عوامل زیستی (ژنتیک و شیمی مغز)، روانی (الگوهای فکری منفی و رویدادهای استرس زا) و اجتماعی (انزوا، فشارهای اقتصادی و تروما) است. خبر خوب این است که افسردگی، یک اختلال کاملا قابل درمان است و با کمک یک متخصص می توان از این چرخه معیوب خارج شد. اگر شما یا یکی از عزیزانتان با این علائم مواجه هستید، بدانید که کمک وجود دارد. یک **بهترین تراپیست افسردگی تهران** یا متخصصی در شهر خودتان، میتواند با ارزیابی دقیق، ریشههای مشکل را پیدا کند و شما را در مسیر بهبودی همراهی کند.
